تبليغاتX
كلماتي از يك كوهنورد
دوشنبه 24 مهر1385
جسد كوهنورد اردبيلي

جسد کوهنورد جوان در ساقزچی اردبیل شناسایی شد

 

جسد کوهنوردی که روزشنبه این هفته درمنطقه جنگلی ساقزچی اردبیل گم شده بود، پس از3 روز جستجو شناسایی شد.

به گزارش خبرنگار" مهر" سی نفر از امدادگران جمعیت هلال احمر استان اردبیل با استفاده از5 قلاده سگ جستجوگر جنازه مرحوم صمدی کارمند سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان اردبیل را از زیرپرتگاهی دراین منطقه جنگلی کشف کرده و پس ازشناسایی وطی مراحل قانونی به خانواده اش تحویل دادند، بررسیها نشان داده که نامبرده در اثر افتادن از پرتگاهی جان خود را از دست داده است، شرایط کوهستانی وجنگلی منطقه کشف جسد را با مشکل مواجه ساخته بود.

 

+ نوشته شده در 4:19 توسط مرتضی صالحی فرد.
سه شنبه 18 مهر1385
خدا با ماست

سلام

دوستان عزیزم طاعات و عباداتتون مورد قبول حضرت حق

دوستان عزیزم از همه شما عذر خواهی می کنم متاسفانه همه شما از

 اوضاع زندگی بک کوهنوردی با اطلاع هستید

یک مسافرت چند روزه داشتم که رفتم و امیدورام بتونم خوبی همه شما رو جبران کنم

از این مسافرت فوری من فقط یک نفر اطلاع داشت اون هم فقط خواهرم سمانه بود

شرمنده خبرتون نکردم و بی اطلاع رفتم ببخشید

خوب همین جوری هم نمی تونم بروم یک مطلب کوچیک امیدوارم جالب باشه

راستی خیلی وقته یک مطلب کوهنوردی ننوشتم در ادامه مطالب می نویسم

در باره زندگی نامه مرحوم محمد اوراز هست

 شب های قدر نزدیکه من رو فراموش نکنید یادم باشید!!!! 

خدا با ماست :

.

يه روز يك مرد توي خواب تمام طول زندگيش رو ميبينه !

. تمام اتفاقات و وقايع !

. همشون رو توي يك ساحل و كنار دريا !!!

توي دقايق زندگيش كه توي خواب ميديد هميشه دو ردپا روي ساحل و كنار دريا بود !

يكي ردپاي خودش و يكي ردپاي خدا ،

اما توي اين مسير بعضي جاها فقط يك ردپا بود و بعد از فاصله اي ردپاها دوباره دوتا ميشد !

. اون قسمتهايي كه ردپا يكي بود مربوط بود به سخت ترين و عذاب آْورترين روزهاي زندگيش !!

 
از خداي خودش عصباني شد ، .

گفت تو مگه نميگي هميشه و توي همه لحظات در كنار من هستي ؟ مگه نميگي هيچ وقت تنهات نميذارم ؟

پس چرا توي اين مسير زندگي من ، توي اون شرايط سخت و اوقات بيچارگي و بدبختي فقط يك ردپا هست ؟

يك دفعه از آسمون صدايي بلند شد !

آره صداي خود خود خدا بود !

بهش گفت اي مرد ، من هميشه و همه جا باهات هستم و تنهات نميذارم ! اونجاها كه می بینی

فقط يك ردپا هست اون ردپاي منه كه تو رو روي دوشم گرفتم و دارم توي مسير زندگي به

جلوميبرمت!!!!!!!!

پس بدون همیشه خدا باهات هست

یا حق و علی نگهدارتون خدا پشت و پناهتون

تا بعد


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 1:16 توسط مرتضی صالحی فرد.
یکشنبه 9 مهر1385
تولدم مبارک

خوب سلام خوبید که ؟

نمی دونم این پستم رو چی باید بنویسم

اول باید از یکی خیلی خیلی تشکر کنم اون هم از خواهرم سمانه جون 

دوم باید بگویم از همه شما تشکر می کنم که لطفتون رو از من دریغ نکردید و اظهار لطف به وبلاگم دارید

و سوم از همه مهم تر هست

بابا یکی نمی خواد بگه !!!!!!!

تولدمه ها

 

مثلا 10 مهر تولد منه دیگه اون قدر ذوق زده شده ام که زود تر اعلام کردم

خوب بیش از این وقتتون رو نمی گیرم

 

خدایا!

چه چیز رو به تو تقدیم کنم؟عمرم را؟هستی ام را؟دارایی ام را؟آرزوهایم را؟

      اما نه..اینها کافی نیست.خدایا!مرا بیاموز تا بیشتر به «تو»عشق

ورزم.مرا بیاموز که تورا عشق ورزم و مجنون «تو» شوم.آنوقت گرانبها ترین دارایی ام...عشقم...تقدیم تو باد

بعضی موقع ها خوب همه چیز رو به نفع خودم میکنم و در برابر سختی

ها بازم به خودم حق میدم٬با همه قشنگی های دنیای تو قهر میکنم و بازم

گستاخ میشم...میدونم همیشه ازخالقم طلبکارم ..اما..بازهم٫در همه شرایط

          نوری توی قلبم سوسو میکنه ٬به طرفش که میرم ٫میبینم باز

                          هم «تو»اونجا منتظر منی...همیشه بهت محتاجم ..وبازهم شاکرت

مثل آلماني:
افتادن در گل و لاي ننگ نيست، ننگ در اين است که آنجا بماني

هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن

 

دوستان عزیزم نظر یادتون نره من رو فراموش نکنید مثل همیشه یاری ام کنید

تا بعد

+ نوشته شده در 5:10 توسط مرتضی صالحی فرد.