تبليغاتX
كلماتي از يك كوهنورد
یکشنبه 24 اردیبهشت1385
مطلبی از دکتر علی شریعتی و شعر تقدیم به مادران و شعری ازسهراب سپهری و اعلام برندگان مسابقه
یکی از دوستانم به من توصیه کرد و گفت برای این پستت از مطالب دکتر علی شریعتی یادداشت کن

من هم این کار رو عملی کردم شاید راستی اعلام برندگان مسابقه در ادامه مطالب می باشد خواهشمند است با شماره ۰۹۱۵۳۶۳۴۹۴۴ زنگ بزنید آدرس دقیقتان را بدهید تا سی دی رو به آدرستون بفرستم

همتون رو دوست دارم

خدایا...

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم

برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است

( دکتر علی شریعتی )

 

روزی دیدم مادرم گریه میکرد،از او پرسیدم علت چیست؟

چه دردی بر دل نازنین تونشسته که اشکهایت جاریست؟

فقط به چشمهایم نگاه کرد وگفت :تو مگر نمیدانی که من زنم؟

گفتم میدانم ،، یعنی چه؟

گفت بزرگتر میشوی خواهی دانست ...

از پدرم پرسیدم سبب گریه های بی سبب مادرم چیست؟

گفت:سالهاست با او زندگی میکنم اما هنوز ندانستم چرابی سبب میگرید.

سرم رابالاگرفتم از خداپرسیدم علت گریه های بی سبب مادرم چیست؟

خدایم گفت :تو مگر نمیدانی که او زن است!

گفتم ،میدانم ولی سالهاست در این معنا وسبب گریه های مادرم مانده ام.

خدایم گفت :او زن است

به او شانه هایی آنقدر قوی دادم که همه غمها را بدوش بکشد

پرسیدم کدام غمها؟

خدایم گفت :

غم تو،غم پدرت،غم همه داشتن ها ونداشتن هایش،غم زندگی وغم دلسردیهای ایام

پرسیدم فقط شانه های قوی؟

خدایم گفت :شانه ای قوی اما نرم که اگر سر بر شانه هایش بگذاری

ازآرامش وجودش تو هم آرام خواهی گرفت....

( تقدیم به تمام مادران پاکدامن ایران زمین و مادر عزیزم )

 

این هم یک شعر از سهراب سپهری

 دشت هايي چه فراخ

كوه هايي چه بلند

 در گلستانه چه بوي علفي مي آمد؟

من دراين آبادي پي چيزي مي گشتم

پي خوابي شايد

پي نوري ‚ ريگي ‚ لبخندي

پشت تبريزي ها

 غفلت پاكي بود كه صدايم مي زد

پاي ني زاري ماندم باد مي آمد گوش دادم

چه كسي با من حرف مي زد ؟

 سوسماري لغزيد

  راه افتادم

يونجه زاري سر راه

 بعد جاليز خيار ‚ بوته هاي گل رنگ

  و فراموشي خاك

لب آبي

گيوه ها را كندم و نشستم پاها در آب

 من چه سبزم امروز

  و چه اندازه تنم هوشيار است

نكند اندوهي ‚ سر رسد از پس كوه

 چه كسي پشت درختان است ؟

هيچ مي چرد گاوي در كرد

 ظهر تابستان است

 سايه ها مي دانند كه چه تابستاني است

 سايه هايي بي لك

  گوشه اي روشن و پاك

كودكان احساس! جاي بازي اينجاست

زندگي خالي نيست

 مهرباني هست سيب هست ايمان هست

 آري تا شقايق هست زندگي بايد كرد

 در دل من چيزي است مثل يك بيشه نور مثل خواب دم صبح

و چنان بي تابم كه دلم مي خواهد

 بدوم تاته دشت بروم تا سر كوه

 دورها آوايي است كه مرا مي خواند

( سهراب سپهری )

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 19:40 توسط مرتضی صالحی فرد.
پنجشنبه 14 اردیبهشت1385
این هم یک مطلب خنده دار برای تفاوت با دفعه قبل

دوستان عزیز سلام

خیلی دوست دارم هر وقت می آیم آپ کنم ولی شرمنده نمی تونم

می دونید برای چی...........

چون دوست ندارم مطالبم تکراری باشه دوست دارم هر دفعه که می آیم

مطالبم با دفعه قبل فرق کنه !!!!!!!

می دونید که منظورم چیه..............

امیدوارم از این مطلب هم خوشتون بیاد

چون توی یک روزنامه دیدم  بود و خواستم اون رو یادداشت کنم

نه عاشقانه است نه چیز آموزشی و ................

فقط محض خنده این رو نوشتم ببینید اگر خوبه به من بگویید منتظرتون هستم

حرف خاصی ندارم نگویید پرو هستم ها

چنین گفت رستم به اسفندیار

که TV مرا هیچ نیاید به کار

دمادم گذارد فقط آگهی

ندیدم رسانه به این آبکی

مسافر بیاید ز هندوستان

که دارد بسی آگهی قبل و بعد و میان

در این دم تهمتن به حرفش پرید

ندیدم در او فیلم های جدید

اگر فیلمی هم ز فرنگ آورند

(ز سانسور نفهمی که آن دو رفیقند یا خواهر و برادر )

کلیشه شده فیلم های وطن

درآنها فقط عروسی بیاید سخن

به او گفت رستم به آواز نرم

بیاشد تی وی در فرنگ شاد و گرم

که باید خریدن کنی دیش را

بر او جفت سازی تن خیش را

چنین است آئین من در قدیم

که دارم بسی دیش را در حریم

چو بشنید اسفندیار شاد شد

که گفتی ز درد و غم آزاد شد

 

+ نوشته شده در 15:59 توسط مرتضی صالحی فرد.
دوشنبه 4 اردیبهشت1385
معرفی کوه های ایران ( قسمت دوم : سبلان )
 

ارتفاع ۴۸۱۱ متر .

سبلان آتشفشانی خاموش است که شکل تقریبا مخروطی دارد و اکثرا از برف و یخ پوشیده شده است و چشمه های آب گرم و سرد معدنی فراوانی دارد و در حقیقت بلندترین کوه استان های آذربایجان غربی و شرقی محسوب می گردد . كوهستان عظیم وآتش فشان سبلان كه به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از كوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشكیل شده است. دامنه های این كوهستان در بخش مركزی از چهارسو به شهرستان های مشکین شهر و اهر در شمال ، تبریز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبیل در شرق مشرف می باشد. سبلان به شكل مخروط زیبائی است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت دریاچه ای در آمده است. اطراف این دریاچه در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. قله اصلی یا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترین نقطه آذربایجان و پس از دماوند بلندترین قله ایران است. کوهستان ساوالان از كانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. دامنه های شمالی آن به دره رود قره سو و اهرچایی و دامنه های جنوبی آن به شاخه ها ی آجی چای منتهی می گردد. بنابراین سبلان بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین می كند در دامنه های سبلان چشمه های فراوان آب گرم وآب سرد معدنی وجود دارد از جمله موئیل سویی ، شابیل ، قوتورسویی و ...كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالی مشكین شهر وگردشگران قرار می گیرد. در بالای قله سبلان حفره ای وجود دارد كه دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت دریاچه ای در فصل گرم ظاهر می شود .

سبلان با رودها ، یخچالهای دائمی و طبیعت بکر ، نمونه ای است از هنر بی همتای خلاق آن .این کوه بنا به راوایات محل عبادت زرتشت ، پیامبر ایران باستان ، و جولانگاه بابک خرمدین بوده است .

 

+ نوشته شده در 23:30 توسط مرتضی صالحی فرد.